× public_lbl_my_posts آثار من shop_lbl_channels public_lbl_profile_dropdown_edit خروج از حساب کاربری

آبنبات هل دار

ناشر : سوره مهر

نویسنده :

گوینده : میرطاهر مظلومی

صفحات کتاب : 412

کنگره : PIR8131‭‬ /د7154‫‬‭آ2 1391

دیویی : 8‮فا‬3/62

کتابشناسی ملی : 3057601

شابک : 978-600-175-516-3‬‬

سال نشر : 1391

شابک دیجیتال : 978-600-03-2440-7

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : لینک

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.
دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب آبنبات هل دار

این کتاب داستان روزمره زندگی همه ماست ولی وقتی بانکته بینی ها و طنز همراه می شود. دنیایی زیبا, فراروی خواننده می نهد.

هر داستانی یک راوی دارد؛ گوینده ای که جریان یا جریان هایی را نقل می کند. گویندۀ داستان «آبنبات هل دار» راوی قهرمانی است که با فاصلۀ زمانی از اصل رویدادها، اکنون از زاویۀ دید درونی، اتفاق ها و ماجراهای مربوط را نقل می کند.

از این منظر و با توجه به توضیح ابتدایی کتاب در مورد واقعی نبودن داستان «آبنبات هل دار»، به نظر می رسد مؤلف از خاطره گونگی داستان به طور ماهرانه ای به عنوان یک تمهید در ایجاد باورپذیری این روایت بهره برده است؛ به طوری که فضای نوستالوژیک و خاطره انگیز داستان که سرشار از عناصر آشنای دهۀ شصت، اعم از سریال ها، فیلم های سینمایی و کارتونی... و حتی شایعات این دهه چون وجود درصدی از طلا در سکه های پنج تومانی است به علاوه لحن صمیمی و سادۀ راوی در بستر طنز ملایم اما مؤثر این داستان، همراهی پیوستۀ مخاطب را تا انتهای داستان با «مهرداد صدقی» در پی دارد.

بیشترین توفیق مهرداد صدقی در «آبنبات هل دار» در این است که راوی به رغم بُعد زمانی و حتی مکانی با روایت واقعاً از دل وقایع و داستان با مخاطب حرف می زند. او توانسته به خوبی موقعیت شخصیت ها را در دل حوادث بازیافت کند؛ بنابراین، داستان به رغم طنز درونی اش، بسیار موثق به نظر می رسد و حتی همین بیان طنز، هم افزایی مؤثری با سایر تمهیدات اثر داشته است.

... وقتی خدا توبه کسی را بشنود کاری برایش انجام می دهد که کسی نمی تواند باور کند. چه کسی فکر می کرد، همان روزی که دماغ حمید را شکستم، حمید و مادرش، به خاطر شنیدن خبر سلامتی محمد، با شیرینی به خانه ما بیایند و حمید نه تنها مرا در آغوش بگیرد، بلکه وقتی توی حیاط تنها گیرم می آورد فقط و فقط یک لگد بزند؟ چه کسی فکر می کرد سعید، به افتخار خبر سلامتی داداش محمد، همه بچه ها را به ساندویچی ببرد و به من و فرهاد و حمید و امین ساندویچ بدهد و تازه یکی هم برای خودش اضافه بخرد و آخر سر، به بهانه اینکه یادش رفته پول بیاورد، فرشید همه را به حساب خود من بنویسد؟!

فهرست

رازخواستگاریکارت اضافیپلاک دوازده به علاوة یکبفرمایید حلیم!عقاب ها و لاشخورهااز سرِ نو قزل خانوم!آب دادنِ دسته گل!روز رفتننامهعمل و عکس العمل!چِلّه چِخده بهار گَلدهبوی عیدی ...غروب سیزدهخیانت در خیانت و اعترافات یک دروغچیقدم نورسیدهروز خوب، روز بدبش قارداشچند درسِ خال نزدیکاولین موزی که نخوردممعتادکیش و ماتخانم اوشین، آقای دلارچشم داشتاولین موزی که خوردماز نگاه یاران

کتاب دیجیتال

8,500 تومان

حجم : 1.3 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 433

صوتی

10,000 تومان

حجم : 872.0 مگا بایت

مدت زمان : 761 دقیقه