× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

برگی از خطه کشوین

ناشر: سوره مهر

نویسنده:

صفحات کتاب : 309

کنگره : DSR1661/3‭‬ ‭/ج56‫‬‭آ2 1390

دیویی : 955/08440452

کتابشناسی ملی : 2611439

شابک : ‫‬‭978-600-175-288-9

سال نشر : 1390

شابک دیجیتال : 978-600-03-2369-1

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : لینک

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب برگی از خطه کشوین

آنچه در زیر می آید خاطرات شفاهی شرکت کنندگان در حوادث و رخدادها است که از آن به عنوان تاریخ شفاهی یاد می شود. البته، خوانندة محترم با مراجعه به روزشمار جنگ می تواند روزبه روز این تحولات را ملاحظه نماید، لیکن هدف نگارنده از تألیف این مکتوب ایجاد آگاهی برای آشنایی مخاطب از حال و هوا و فضای موجود در آن روزهای حساس و شکننده و نقش بازیگران آن است که در واقع نشان از تلاش بزرگ مردانی است که در این معرکة پرمخاطره، افتخارآفرینی کرده و نسل های پس از خود را برای همیشه سرافراز کردند.

فهرست

مقدمهپدیدة تشکلبخش اول:تشکیل جمعیت حافظ وحدت در منطقة قزوین و نحوة فعالیت های آنچگونگی تشکیل جمعیت حافظ وحدت در قزویندورة آموزشیاساس نامة جمعیتنحوة نام گذاری تشکلهرم تشکیلاتی دفتر جمعیتعملکرد جمعیت در منطقة قزوینمأموریت های درون شهریمبارزه با گروهک هاامور مالی جمعیتتوطئة کودتا در لشکر 16 زرهی قزوینمأموریت های رزمی و برون شهری جمعیتبخش دوم:جمعیت حافظ وحدت قزوین در غائلة کردستان و ناآرامی هایی مانند رشتجمعیت از انتظام قزوین تا ورود به غائلة کردستاناعزام نیرو به لویزان در تهران و فرودگاه سنندججمعیت و رویدادهای سردشتاغتشاش و ناآرامی در رشتبخش سوم:جمعیت قزوین در ناآرامی مرزی منطقة قصرشیرین (پدیدة جنگ غیررسمی)درآمدخطوط مرزی منطقة قصرشیرین از اولین نقاطی بود که یک سال قبل از شروع جنگ تحمیلی هدف تعرض نیروهای عراقی قرار گرفت. در کل این منطقه از دید ارتش عراق، نقطه ای حساس و تعیین کننده بود. علت این امر در این نکته نهفته بود که مرز خسروی در این منطقه نزدیک ترین محل برای تصرف بغداد پایتخت عراق است و مسافت آن تا بغداد از آن جا حدود صد کیلومتر هوایی و 140 کیلومتر زمینی می باشد. از طرفی ارتش عراق برای تعرض به ایران و حرکت به مرکز ایران، بهترین و کوتاه ترین راه برایش همان محور قصرشیرین به کرمانشاه است. بنابراین، تصرف این منطقه به لحاظ روانی می توانست در آن شرایط برای ایران دردسرهای زیادی درست کند. بنابراین، ارتش عراق با دیدن علائم ناآرامی در ایران از فرصت به دست آمده استفاده کرده و به تحرکات نظامی گسترده در مرزهای منطقة عمومی قصرشیرین دست زد و تعدادی از پاسگاه های مهم در این منطقه را به تصرف خود در آورد. از جمله اولین پاسگاه های تصرف شده توسط عراق پاسگاه باویسی بود که آن را در زمستان سال 1358 به تصرف خود درآورد. نیروهای تشکل جمعیت قزوین با هدایت آقای مهجور فرماندة سپاه وقت قصرشیرین در همان زمستان برای ورود مؤثر علیه تحرکات دشمن و مقابله با آن وارد کرمانشاه شده و سازماندهی شدند. نکتة مهم در این میان طرح این پرسش است که چه ارتباطی بین قزوین به مثابه شهری در نزدیکی تهران با قصرشیرین و نواحی آن وجود داشته است و چه عللی زنجیره وار بین قزوین و قصرشیرین ارتباط ایجاد می کند؟ آن هم در زمانی که هنوز صحبت از جنگی در میان نیست و تا شروع جنگ تحمیلی هشت ماهی زمان داریم!قضیه این گونه بود که در رژیم طاغوت یکی از عوامل ارتشی به نام آقای منوچهر مهجور از اهالی قزوین در ارتش شاهنشاهی خدمت می کرد و به این علت که با رژیم مشکل داشت، به منطقة قصرشیرین تبعید می شود و به ظاهر تا پیروزی انقلاب اسلامی و ایجاد تحولات زیربنایی در نظام حاکم ایران و شکل گیری نهادهای انقلابی برای حراست از انقلاب و کشور، با تعدادی از نیروهای انقلابی در شهرها به تشکیل نهادهای سپاه و کمیته اقدام می ورزند. از آن جا که ایشان اهل قزوین بوده و با آقای سیدعلی اکبر ابوترابی و پدر گرامی شان حاج سیدعباس ابوترابی ارتباط نزدیک داشته است. هنگامی که مرزهای منطقة قصرشیرین ناامن شد و احساس خطر بیش تر شد از طرفی اطلاع آقای مهجور از تلاش های برادران ابوترابی در قزوین مبنی بر این که تشکلی مردمی از جوانان قزوین تحت عنوان جمعیت حافظ وحدت ایجاد شده و به حراست از دستاوردهای انقلاب می پردازد و این که آنان آموزش دیده و رزمی بودند، لذا وی با آقای سیدعلی اکبر ابوترابی تماس گرفته و از آن ها درخواست کمک می کند و از ایشان و پدر گرامی شان دعوت می نماید تا به منطقة مرزی قصرشیرین سفر کنند و اوضاع ناآرام مرزی را از نزدیک ببینند. آقای سیدعلی اکبر ابوترابی و پدر گرامی شان پس از دیدار از این منطقه به آقای مهجور قول مساعدت و همکاری می دهند و به هنگام بازگشت به قزوین جوانان عضو این جمعیت را جهت شرکت در مأموریت مرزبانی و حراست از کشور اسلامی به این نقطه اعزام می کنند. و بدین گونه جوانان قزوینی در منطقة حساس قصرشیرین و نقاط مهم اطراف آن از جمله سپاه این شهر، پاسگاه های مرزی متعدد مانند پاسگاه باویسی، پرویز، دارخور، خان لیلی، تیلکو، ایستگاه رادار معروف به رادیو و تلویزیون و نقطة مهم خط مرزی در مقابل شهر قصرشیرین یعنی مرز خسروی و ... مستقر می شوند و به مقابله با نظامیان عراقی می پردازند و در واقع به نوعی تاریخ این منطقه را رقم زده و دست به افتخار آفرینی زدند. برای مثال، از اولین مکان های استقرار نیروهای قزوینی در این منطقه، پاسگاه باویسی را می توان نام برد که تحت عنوان نیروهای حافظ وحدت عازم این منطقه شده و در روز 19/1/59 از نقطة مرزی گرده نو به پاسگاه مذکور عازم می گردند. پاسگاهی که در تصرف دشمن است و آن ها پاسگاه را بازپس می گیرند. در این درگیری ها اولین شهید این منطقه و شاید اولین شهید منطقة قصرشیرین و به قطع اولین شهید قزوین در منطقة قصرشیرین خونش به زمین می ریزد، آن هم زمانی که هنوز جنگی رسمی آغاز نشده بود. این جوان شهید محمدرضا رجبی بود. کسی که برای اعزام به این نقطة مرزی غسل شهادت می کند. آقایان ولی الله محمدی و محمدرضا مهدی خانی از زمرة این نیروها بوده اند. از دیگر نقاط حساس مرزی این ناحیه پاسگاه پرویزخان در حدود شش کیلومتری شمال غرب قصرشیرین است که در بهار سال 1359 نیروهای حافظ وحدت قزوین در آن مستقر شدند. در مأموریت های مختلفی که تشکل انجام می داد، یک سرگروه به همراه 17 تا 18 نفر که گاهی به 25 نفر هم می رسید، عازم این منطقه می شدند و نیروهای قبلی را که به طور معمول مدت 45 روز در آن نقطه مستقر بودند، تعویض می کردند. آقایان محمود موسی لو و سعید اسکندری نیز در این مأموریت ها حضور داشته اند. در یکی از درگیری هایی که در منطقة پاسگاه پرویز در نیمة خرداد سال 1359 رخ می دهد، تشکل جمعیت دو جوان وارسته به نام های جعفر پاو و مهدی منجم را به اسلام و خدا تقدیم کرد و تعدادی نیز مجروح شدند، مانند آقای موسی لو و شهید اکبر جولادی نیکو. از آن جا که شهید جعفر پاو خوشنویس بود، آثاری از خطاطی ایشان برجای مانده است که در بنیاد شهید قزوین نگه داری می شود.گردان مالک اشتردر اواسط تابستان سال 58، در قزوین، برای تشکیل گردان مالک اشتر از جوانان مستعد، جهت آموزش نظامی دعوت به عمل آمد. پس از ثبت نام اولیه و اعزام این جوانان به پادگان لویزان، آنان به پادگان لشکرک تهران منتقل شده و آن جا طی مدت سه تا چهار ماه زیر نظر افسران مجرب دوره های آموزش نظامی را سپری کردند و برای نخستین بار دوره های آموزش عقیدتی را نیز گذراندند و آنگاه در اوج آمادگی، در نیمة اول اسفندماه به کرمانشاه اعزام شدند. در واقع این گردان، یک گردان مستقل بود که عملاً زیر نظر دکتر چمران فعالیت می کرد، اما مقر آن در پادگان لشکر 81 زرهی کرمانشاه بود. نیروهای مذکور آن جا در غالب یک گردان به نام تکاوران مالک اشتر امکانات و تجهیزات دریافت کردند، اما با توجه به ایام عید نوروز سال 1359 در آن جا به دو قسمت تقسیم شدند؛ گروه اول، در پادگان مانده و پس از مدت کوتاهی راهی مناطق مرزی قصرشیرین شده و در نزدیکی پاسگاه باویسی مستقر شدند. این پاسگاه از اولین نقاطی بود که نیروهای متجاوز عراقی با ایران درگیر شدند، گروه دوم که پشتیبان محسوب می شدند به مرخصی یک هفته ای رفتند. این گروه بعد از برگشت از مرخصی بلافاصله در همان پادگان لشکر 81 کرمانشاه، در قالب گردان تکاوران مالک اشتر سازماندهی شده و در تاریخ 17/1/59 راهی پادگان سرپل ذهاب شدند و از آن جا عازم منطقة پاسگاه باویسی از محورهای مرزی غرب شده و به انجام مأموریت های محوله پرداختند. که در ادامه وقایع آن از زبان راویان ذکر خواهد شد.پاسگاه پرویزخانسپاه قصرشیرین، ایستگاه مهم رادیو و تلویزیوندر خسروی چه گذشتسرپل ذهاب خط مقاومتبخش چهارم:نقش تشکل جمعیت حافظ وحدت قزوین در پدیدة جنگ های نامنظم چمراناز تشکل جمعیت تا پدیده گروه های نامنظم چمراندرآمدچگونگی تشکیل ستاداهواز و حومهدیدار با حضرت آقامحور اهواز به سوسنگرد، سه راه حمیدیهحفر کانال در اطراف اهواز در مسیر غربتخریب کانال های آب رسانی در حومة اهوازمأموریت جمعیت در حومه و غرب سوسنگردواقعة شهدای در جمعیت آبادان

کتاب الکترونیکی

11,000 تومان

حجم : 1011.7 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 195