× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

من دعا می کنم، تو آمین بگو

روایت هایی از زندگی و سبک فرهنگی تربیتی شهید مدافع حرم علی اکبر عربی

ناشر: شهید کاظمی

نویسنده:

صفحات کتاب : 168

کنگره : ‫‬‭‬‭BP52/66

دیویی : ‫‬‭‬‭297/998

کتابشناسی ملی : 8502865

شابک : 978-622-285-094-4

سال نشر : 1400

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب من دعا می کنم، تو آمین بگو

معرفی کتاب من دعا می کنم، تو آمین بگو

کتاب من دعا می کنم، تو آمین بگو؛ روایت‌هایی از سبک زندگی و فعالیت‌های فرهنگی تربیتی شهید مدافع حرم علی اکبر عربی از جمله آثاری است که به تازگی در انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.

روایت‌هایی از خانواده و دوستان شهید، ویژگی‌های شاخص شهید عربی، حضور در همان راهپیمایی اربعین و ماجرای سفرش به سوریه از جمله مسائلی است که در فصل‌های مختلف کتاب به آن پرداخته شده. شهید علی اکبر عربی مانند بسیاری از شهدای مدافع حرم بارها به سوریه اعزام نشد بلکه در نخستین و آخرین اعزامش به سوریه، به فیض شهادت نائل شد.

گزیده کتاب من دعا می کنم، تو آمین بگو

زیاد در جزئیات کارهایش ریز نمی شدم. حرمت بینمان زیاد بود. می دانستم کارش جایی گیر کند، خودش می آید و می گوید. یک روز آمد و گفت: «بابا، می خوام برم سربازی. » گفتم: «اگه نمی خوای دیگه درس بخونی، برو. نذار سربازی ت عقب بیفته. »

نگاۀ به قد و بالایش کردم و لبخند زدم. باورم نمی شد وقت سربازی اش شده باشد. انگار همین دیروز بود که وقتی خودم می خواستم بروم سربازی، پشت ساکم را گرفته بود و زار می زد: «می خوام باهات بیام. » به خاطر اینکه زود ازدواج کرده بودم، موقع سربازی رفتنم علی اکبر سه ساله شده بود. از پاسگاه خبر آورده بودند که موقع سربازی ات شده.

خودت را زود معرفی کن. از سال 1338 شروع کردم به شمردن و فهمیدم بله، 18 سالم تکمیل شده و باید خودم را برای رفتن به خدمت سربازی آماده کنم. کلافه بودم. دل ودماغ کار نداشتم. سربازی رفتن من با بقیه فرق داشت. زن و بچه داشتم و دل کندن ازشان برایم سخت بود. علی اکبر تازه سه سالش تمام شده بود. نمی دانستم بدون من چه بلایی سرش می آید. چاره ای نداشتم. با هر والزاجراتی بود، دلم را زدم به دریا که خودم را معرفی کنم. زمان شاه بود. اگر با زبان خوش خودمان را معرفی نمی کردیم، می آمدند آبادی دنبالمان و به زور کتک می بردندمان.

فهرست

فصل اول: عمر 39ساله (روایت هایی از خانواده، دوستان و همکاران شهید) فصل دوم: مکتب علی اکبر(روایت هایی از سیرۀ تربیتی شهید در دوران فرماندهی بسیجیان پایگاه شهید زین الدین شهر پردیسان قم)فصل سوم: قدم قدم تا حرم(روایت هایی از پیاده روی اربعین سال 94)فصل چهارم: مزد مجاهدت(روایت هایی از اعزام تا شهادت و تشییع پیکر شهید)

برچسب ها

کتاب الکترونیکی

22,000 تومان

حجم : 4.3 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 168