× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

عزیزتر از جان

شهید مدافع حرم، ابوالفضل راه چمنی به روایت مهناز ابویسانی (همسر)

ناشر: 27 بعثت

نویسنده:

صفحات کتاب : 208

کنگره : PIR8342‬

دیویی : 8‮فا‬3/62‬

کتابشناسی ملی : 5892311

شابک : 9786007472910

سال نشر : 1398

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : لینک

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب عزیزتر از جان

معرفی کتاب عزیزتر از جان

کتاب عزیزتر از جان روایت گر خاطرات شهید ابوالفضل راه چمنی از زبان همسرش و به قلم کبری خدابخش دهقی است که در ادامه به معرفی آن خواهیم پرداخت.

"شهید ابوالفضل راه چمنی" دوم اسفندماه سال 1364 در پاکدشت دیده به جهان گشود، او که عاشق خدمت در سپاه بود، جنگ سوریه که شروع شد، با جلب رضایت خانواده سال 92 لباس مدافعان حرم را به تن کرد و بارها و بارها در منطقه حاضر شد. او از فرماندهان ایرانی لشکر زینبیون بود، سه روز قبل از شهادت با همسرش تماس گرفته و گفته بود: «خانم تو در هر قدمی که من برمی دارم، شریک هستی».

او به عنوان یکی از فرماندهان لشکر زینبیون همراه با رزمنده های پاکستانی در عملیات های متعددی شرکت کرد تا در نهایت در فروردین ماه 1395 بر اثر اصابت ترکش خمپاره در العیس، جنوب غرب حلب، به شهادت رسید.

«نویسنده از ابتدای کتاب پای صحبت های همسر شهید می نشیند و قدم به قدم از عشقی می شنود که روز به روز عمیق تر می شود، مهناز ابویسانی «همسر شهید» از روزهای زندگی اش گفته است و خواننده را با خود همراه می کند، از روستای ابویسان استان خراسان رضوی تا پاکدشت و بالاخره روزهای جنگ در سوریه از قول و قرار روزهای ازدواج و احتمال شهادت و بالاخره آن چیزی که شد، از همه احترامی که از آقا ابوالفضل راه چمنی دید، همیشه او را آقا ابوالفضل خطاب می کرد.»

گزیده کتاب عزیزتر از جان


30 خرداد 1390 در محضرخانه ‌ای در پاکدشت، من به عقد دائم آقا ابوالفضل راه ‌چمنی درآمدم. روسری با چادر سفید با گل‌ های ریز و درشت رنگی سرم بود. آقا ابوالفضل هم کت‌ و شلوار مشکی با پیراهن یاسی بر تن داشت که زیبایی ظاهرش را چندین برابر کرده بود. روی زمین نبودم. فقط می ‌ترسیدم تمامی آن لحظات که برای همیشه ما به عقد هم در میآمدیم، خواب باشم. حقیقتاً بهترین روز زندگی من آخرین روز خرداد رقم خورد که در اتاق عقد محضرخانه نشسته بودیم. آرام بود. همیشه کنارش آرام بودم. اصلاً وقتی کنارش بودم، دوست نداشتم لحظاتم را با هیچ ‌چیزی خراب کنم …

فهرست

مقدمهفصل اول: شوق‏ وصالفصل دوم: یکدلی‏فصل سوم: مسیر‏ِ پیش رو! فصل چهارم: اولین‏ دوریفصل پنجم: شروعی‏ تازهفصل ششم: عزیز‏تر‏ از‏ جانفصل هفتم: دلتنگی‏ های‏ گاه ‏و‏بی‏گاهتصاویر

برچسب ها

کتاب الکترونیکی

12,500 تومان

حجم : 17.5 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 208