× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

غواص دریا دل

نیم نگاهی به زندگی و اوج بندگی هنرمند شهید محمدعلی معصومیان

ناشر: شهید کاظمی

نویسنده:

مجموعه اثر : اوج بندگی

صفحات کتاب : 214

کنگره : ‏‫DSR1626 ‭/م7‏‫‬‭م7 1398

دیویی : ‏‫‬‮‭955/0843092

کتابشناسی ملی : 5626502

شابک : 978-600-8857-41-9

سال نشر : 1398

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب غواص دریا دل

معرفی کتاب غواص دریا دل 

کتاب غواص دریا دل نوشته مصیب معصومیان و محمدعلی معصومیان نیم نگاهی به زندگی و اوج بندگی هنرمند شهید محمدعلی معصومیان دارد. در کتاب غواص دریا دل خاطراتی از زندگی شهید محمدعلی معصومیان را به روایت خانواده، دوستان و همرزمانش می‌خوانید. این روایات به همت برادر شهید، مصیب معصومیان گردآوری و مکتوب شده است. 

شهید محمدعلی معصومیان در سوم خرداد ۱۳۴۴ در روستای سربیشه بابل متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان «بهشت آیین» زادگاهش به پایان رساند و در مدرسهٔ راهنمایی روستای «آغوزبن» ادامهٔ تحصیل داد. 

محمدعلی در این دوران که مصادف با پیروزی انقلاب بود، نتوانست مقطع راهنمایی را به پایان برساند؛ امّا بعدها در جبهه تا سوم راهنمایی تحصیل کرد. در همین زمان، مدّتی را نیز در حوزهٔ علمیهٔ «خاتم‌الانبیا» ی بابل تحصیل کرد او پس از شرکت در عملیات قدس ۱، قدس ۲، و والفجر ۸ به‌عنوان غواص، در عملیات صاحب‌الزمان مجروح شد و بالاخره در عملیات کربلای ۴ که بار دیگر سمت غواصی را عهده‌دار بود، شهید شد. 

همان طور که به‌گفتهٔ خودش «در این عملیات ملائک را به حیرت واخواهم داشت.» بعد از رزم بسیار سنگین و رشادت تحسین‌برانگیز به شهادت رسید. پیکر او پس از یازده سال در گلزار شهدای بیشه‌سر به خاک سپرده شد.

فهرست

زیر چتر آیاتاشارهزندگینامهٔ هنرمند شهید، محمدعلی معصومیانمحمدعلی معصومیان به روایت خودشچشمی که خون گریه میکرد!بر بلندای مناره هاشنا در دریازنگِ جنگ مشق شباز کودکی بزرگ بودهدیه برای خانم معلمگاوِ سرگردان امتحان نهاییبر منبر هنر خانهای بی انصافنقش مثبتمعلم اولمحمد مصطفویانفرماندهی بچه های محلکاظم غفارپور بیشهمثل آب روی آتشگل بهار زیر سقف مهربانیصبح علی الطلوعهادی خیراللهیسخن بزرگانقاسم غفارپورجمعه های بدون تو!نعمت نعمتیانمدام در حال مطالعه چند سطر یادگاریبهدستآوردن پول راحتهشکرالله احسان نیانردبانی بهسوی خداشکرالله احسان نیازدم زیر گریهوقتی پلک هایش را بستآن دو خیلی مهرباناندهمسنگری با صفاحسین ترابیانلباس زنانهدوئل با سنگعلی مشهدباباییکارِ ناتمامکمال ولی اللهیآشتی آشتیشعبان عبدیانسگ وحشی شدشکرالله احسان نیادلتنگیهای دَهنفرهشکرالله احساننیاردپای مهرمظاهر باباجانیانسکوت محمدعلیمصیب معصومیانسیلی در وقت اذانپرویز بابازادهبرنامه ریزیمصیب معصومیاندایی خندهاش می گرفتانسیه فلاحیانهمیشه خندان و جذابسیدهادی میرزائیانالفبایی که او به من یاد داد!سیدمهدی موسیپوریک دیگ پر از خنده!شب های سرد قله میانبُر سیدمهدی موسی پورسپید، مثل برفسیدمهدی موسی پورسنگ صبور سیدمهدی موسی پورداشتم کتک می خوردم...سیدمهدی موسیپورآفتاب ظهر خوزستانمحمد گلمحمدیانمنطقهٔ جفیرمنصور غلامحسین نژاداسلحه و کتاب محمدعلی میرزامحمدیاندر تالار آینه هامصیب معصومیانچشمبهراهآب و چند برگ گل محمدی برایمان بستنی خریدباید زمین بخوریم تا بزرگ شویمدر سنگر کمینپرواز با بالهای محمدعلیدستهٔ غواصهاتحصیلات ایشون چیه؟عملیات صاحب الزمانعبدالله جعفریبدنم چند متر به بالا پرتاپ شدبعید است فعلاً به حوزه برگردمنغمهٔ اذان را در گوش پسرمعجب صفایی دارهرمضان معصومیاندیشب زَهرهم از ترس آب شد!رمضان معصومیاندر محضر خدارمضان معصومیانمرد میدانسربند سرخیرفتن یا نرفتن محمدعلی عبدیانچند پرندهٔ صحرایییک سیخ کبابو ماچی لبیکممهدی ملابابائیانعطر سیبحسین معصومیانجان برار!شهید آیندهٔ گردان رو میگی؟!عباس معصومیانشروع کرد به خندیدناز محمدعلی عکس گرفتمتثبیت خط فاوآتش عقبهٔ آرپیجیمحمدعلی پوتین به پا کردهاحمد، جواد هم رفت!احمد محمدزادهخوشبوتر از تو کو؟حجتالاسلام احمد ولی اللهیمثل شکوفهٔ بهاریرضا خیراللهیمثل نگین در وسط جمعسیدمیرقنبر میرزائیانآغوشش بوی وداع آخر را میداد!غلامرضا ولیاللهیکتاب تعبیر خواب ابن سیرینسیدقاسم میرعبداللهیبه خاطر فرمانده گریه میکنم!هادی خیراللهیدارم کتاب مینویسم!مصیب معصومیانآزمایش الهی مصیب معصومیانسوسوی فانوسمصیب معصومیانبیرون در ماندممرد چاقوبه دستمصیب معصومیانهمهٔ دردهام از بین میرهمصیب معصومیانباران میباریدمثلث عاشقی مصیب معصومیاننهر«ابوفلفل»مصیب معصومیاندعای پدر مصیب معصومیانمرگ در بستررحمت الله خالقینگاهش به شیشهٔ عسلم افتادسیدحسین عقیلیشب حنابندان وداع اول، هفت روز قبل از شهادت که به قلم محمدعلی نوشته شد: غواص کربلای ۴ مصیب معصومیانکنار پل امالرصاص منصور غلامحسین نژادنبرد پنجهدرپنجه و تنبهتنمحمدعلی اما ایستادقدرتالله نائیچنژاداو را کشتند، مرا اسیر کردند!محمد جهانگیریآتش به جان پسرانممصیب معصومیاندخترهای غریب و آشنابانو معصومیان«محمدعلی یا مصیب؟!ربابه معصومیان، خواهر شهیدپلاک بهشتفرازهایی از وصیتنامهٔ هنرمند شهید، محمدعلی معصومیانالها!

کتاب الکترونیکی

14,000 تومان

حجم : 474.6 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 218