× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

هوای این روزهای من

خاطرات جانباز قطع نخاع مدافع حرم؛ فرمانده تیپ آفندی سیدالشهداء

ناشر: شهید کاظمی

نویسنده:

صفحات کتاب : 372

کنگره : DS98/6

دیویی : 956/91042

کتابشناسی ملی : 7384065

شابک : 978-622-717798-5‬

سال نشر : 1399

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب هوای این روزهای من

معرفی کتاب هوای این روزهای من

کتاب هوای این روزهای من" خاطرات تفصیلی امیرحسین حاج نصیری جانباز قطع نخاع و فرمانده تیپ هجومی سیدالشهداء در سوریه است. این کتاب تنها خاطرات امیرحسین حاج نصیری نیست. این فرمانده بازمانده دست دوستان دیگر را هم گرفته است و خاطرات آن ها را نیز با خودش به کتاب هوای این روزهای من آورده است. 

کتاب هوای این روزهای من بیشتر از اینکه خاطرات راوی باشد خاطرات مقاومت در حلب و خان طومان و لاذقیه است. خاطرات ناگفته از مصطفی صدرزاده، محمدحسین محمدخانی و شهدایی که رفتند و خاطراتشان را بردند.

گزیده کتاب هوای این روزهای من

گاهی یکی باید بماند. کسی که تا قلب دشمن رفته و بوی باروت و گلوله را تا عمق جانش نفس کشیده است. کسی که تا یک قدمی سنگرهای دشمن رفته. آن قدر نزدیک که صدای سرفه های دشمن را هم شنیده باشد. بی آنکه دشمن بفهمد که چشمان تیزی همه جا را زیر نظر دارد؛ در سکوت محض، مثل سایه. یکی که صدای عبور گلوله ها را از کنار گوشش شنیده باشد. تشنگی، خستگی، محاصره، لحظه به لحظه به سربردن بین مرگ و زندگی را چشیده باشد. گاهی یکی باید دوباره برگردد و برای آن هایی که ندیده اند و نشنیده اند این قصه را دوباره روایت کند. نه فقط از دشمن که از دوستانش بگوید.

 از کسانی که روزی در کنارشان جنگیده است. با آن ها خندیده است. گریه کرده است. در کنارشان نفس کشیده است و روزی شاید تکه پاره های تنشان را از زمین با دست های خودش جمع کرده است. از دوستانش بگوید. بگوید که چه می خواستند؟ به چه فکر می کردند؟ آرزویشان؟ باورشان؟ اصلا چرا رفتند؟ چطور یکی می تواند دل بکند از دختر شیرین زبانش و برود؟ بگوید که چطور مصطفی صدرزاده رفت؟ دوستی که از نوجوانی پابه پای هم در یک کوچه قد کشیده اند. باید بماند و از عمار بگوید؛ از روح الله، از قدیر، از میثم. یکی باید بماند تا بگوید سجاد چطور رفت. بگوید که سجاد خودش را به آب وآتش زد برای رفتن. از کودکی کسانی بگوید که حالا رفته اند دیگر و فقط رد پاهایشان مانده است. بچه هایی شبیه تمام بچه های این آب و خاک. از شیطنت هایشان بگوید؛ از خنده هایشان، از بازی و شوخی هایشان.

 بچه هایی که در کوچه پس کوچه های ما قد می کشند، بازی می کنند، می خندند و بزرگ می شوند و برای همیشه با ساکی کوچک از پیچ کوچه ای از کوچه های ما می گذرند و شاید روی دست های مردم شهر برگردند و شاید برنگردند. بچه های که از آسمان نیامده اند. اسطوره های عجیب و دور از دسترس نیستند. یکی باید بماند وقتی که همه رفته اند. باید دست ما را بگیرد و با خودش ببرد به جاهایی که اگر او نباشد کسی آدرسش را نمی داند. قصه اش را هم.

فهرست

مقدمه نویسندههمراه پدرپناهگاهتنهایی مادرمرصادپسر قطاب فروش زورگیریمادر ماخداحافظی با سی متریمسجد امیرالمومنین صندوق هادبیرستان زنگ فارسیگنجینه ای در ویلا آقای علی اکبریگلدسته های حرمظاهر و باطن آب بازی دختر مردم اولین زیارت لبیک خنده های بعد از زیارت عیادت بستنی آوازه 1 عار نیستدر همدان میدان تمرین نخ و سوزن قول مادرم خواستگاری با دمپاییسلماسموتورخانهاولین ماموریت در سلماسخنده های ترمینال لانه زنبورروستای مرزیروزهای مضطرب شهر در خیابان پونکزینب، دختر 88 بی سیم پاره های آجر اینجا خانه خداست مسجد در آتش شکسته بندی روزی سخت برای تولدعاشورای ۸۸شام غریبان بود این همه تناقض بازی تکراریابابیل جیب پاره پیراهن اخبار آن شبراهی برای رفتن جریمه ما رفتیمجاماندیمراهی برای رفتن.عربی تسلط داری؟اتاق روبه رو قبولم کن بین امید و نا امیدی باز هم مصطفی خداحافظ، من رفتمفرودگاه دمشقساختمان شیشه ایدیدار در سپیده دم کوچه های تاریخ لاذقیه اولین تیم شناساییریش سفیدیقوطی متهبحصه 1بحصه 2 بحصه 3 بحصه 4 بحصه 5 غول جلطه پوتین های ابورشید عمار به جای مالک وصیت نامه محمود شیر بیشهمیدان شهر لاذقیه گمشده تا بیخ گوش دشمن نکته 48 صاحب خانه لانه عقرب 1 لانه عقرب 2 لانه عقرب 3لانه عقرب4 مثل پدرملاقات در جوریناستاد تاکتیکپونه های وحشیبه خاطر عمار بدون سمت راست توبه شکارچیلانه 23 بلای جان ما شب و نارنجکبا سنگبازگشتحلبکجا دیده بودمشآب ندبده بود عمارتیم جدید جاده حلب بستنی آوازه 2پدرخانم مصطفیکاش نمی شناختمتشناسایی آخر گرگ و میشنگران نیستم تل شهید کجائید بچه ها وقتی که خواب بودندشاخ عبطین نقشه پشت دیوارهای شهر پشت درهای بسته باغ شغیدلهجامانده اولین شهید ما شناسایی در شب بارانی آخرین اشتباه راننده خارج از برنامهتک خوریوقتی که تو باشیکمی نزدیکتر فرمانده من شلیک کوربه خاطر یک موتوربچه های مصطفیمسجد سابقیه یا ایها المذنبون جدول شهادتکار بد رو قبول نکن سواریحیدریونامانت حسین چهارچرخبی خداحافظیباغ زیتون 1باغ زیتون 2 باغ زیتون 3 جانشینسفره ساده سردار شیخ نجار 1شیخ نجار 2 شیخ نجار 3 شیخ نجار 4 روح الله و قدیر دست نوشته های روح الله جوانان بنی هاشم بیاییدنماز در خانه دشمن شبی قبل از رفتنخداحافظی با عمارعمار هم رفت دوباره فرودگاه سر زینب به سلامت میثم خودش خواسته بود جواب یک سوال فردا به جای عمارسلام فرمانده به سمت حلبمقر فرماندهیآن شب در برنه دوباره باغ مثلثی حق ندارید بروید بدون حاج مجید ساعت چنده؟جاده العیس – برنه مناره های مسجد برنهمعما نیروهای جدیدتاخت به زیتان 1تاخت به زیتان 2 تاخت به زیتان 3 قبل از عملیات خلصه ما نمی دانیم سجادعملیات خلصه 1 عملیات خلصه 2 عملیات خلصه 3 عملیات خلصه 4 آزادی خلصه جنگ اولیقناصه محمود و محمولاولین شب خلصه تاریکی شبکودک گرسنه قبرستان زیتان صبحانه بیاد ماندنیپرواز با موتورسیکلت فاز و نولهدیهخان طومان 1خان طومان 2خان طومان 3خان طومان 4خان طومان 5 خان طومان 6 خان طومان 7خان طومان 8 جاده خالدیه 1جاده خالدیه 2 جاده خالدیه 3جاده خالدیه 4 جاده خالدیه 5جاده حالدیه 6 آخرین خانه خالدیه خانه در محاصره با من بمان با آتش نه اسماعیل رفت تیرهای سرگردانروضه سجادنجاتدکتر اسامههوای این روزای من جعبه خبر تلخکجایی امیر؟مادرم فهمید ملاقات یکی یکی رفتندحمام آب میوه های امجد به خانه بر می گردیم زخم بستر مهمان ویژهآخرین درمان تنهایی پدر همسایه نمی خواهید؟کبوترانهحال و روز ما مثل محمداینطوری نپرسنماز عید نوبتفلانی شب یلدا دیدار 1 مهمان عزیز خانه ما عملیات با ویلچر در خان طومان ندیدمتتا قلب حماه با ویلچر بلبرینگراس الحسین دیدار 2 فرشته نجات آن روز عصر پنجشنبه افطاریشرط رفتن شهرکشناسایی قبل از عملیاتشناسایی در تل السلطاننفوذی هابگو ابورشید.بگو ابورشید.دوباره خان طومان تل قاسم دوباره قلعجیه آمبولانس شهدا تقاطع ابدی باشد این آرامش

کتاب الکترونیکی

37,500 تومان

حجم : 1.9 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 358