× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

شب گریه های مولانا

ناشر: سوره مهر

شاعر: علی سلیمانی

صفحات کتاب : 77

کنگره : ‏‫PIR8098‭‬ ‭/ل936185‏‫‬‭ش2 1392

دیویی : ‏‫‭8‮فا‬1/62

کتابشناسی ملی : 2927840

شابک : 978-600-175-427-2

سال نشر : 1392

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : لینک

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب شب گریه های مولانا

شب گریه های مولانا

کتاب «شب گریه های مولانا» دربرگیرنده مجموعه 34 غزل با موضوعات آیینی است.
این کتاب از نخستین آثار از مجموعه کتاب های حلقه «اتفاق» محسوب می شود که از سوی حوزه هنری تهران منتشر شده است.

بیشتر شعرهای این کتاب را بین سال های 88 تا 90 سروده و نویسنده سعی کرده که نگاه نویی در اشعار این کتاب داشته باشد و از نگاه مرسومی که در شعرهای آیینی است فاصله بگیرد.

این روزها ادبیات آیینی ما به چند گونه تغییر یافته است. یک دسته اشعار
سفارش نویسی است. این دسته شعرها مناسب هیات های مذهبی و مراسم عزاداری ها است که در نوع خودش کار ارزشمندی است؛ ولی به نظر من با پرداختن به این اشعار معمولا شاعر از هویت شعری خود دور می شود. این دسته شعرها بیشتر منظومه نویسی اند تا شعر.

کتاب «شب گریه های مولانا» مجموعه 34 غزل است، که تمامی اشعار آن آیینی است. در این اثر مجموعه ای از مدح و مرثیه بزرگان دین گرد آوری شده است.

این اثر پنجمین سروده علی سلیمانی است .نویسنده در این کتاب سعی کرده اشاره مستقیم به آیات و روایات و نگاه دیگر گونه ای به ائمه (ع) و اتفاقات تاریخ اسلام داشته باشد.

دریا کجاست چشمه آغوشت؟، هر لاله ای که می شکفد خون بهای توست، ندیدم هیچ شاهی اولین و آخر باشد، دنیا اگر با چشم هایت آشنا می شد، ابرها عهد شکستند که باران برسد، ای آینه در آینه باران تبسم، ای که هر آینه خورشید به گیسو داری، در امتداد خزانیم و در پریشانی از جمله عناوین سروده های این کتاب به شمار می روند.

فهرست

دریا، کجاست چشمه آغوشت؟عطر باران در شبت افتاد و چشمت ماه شد آن‌گونه که سعدی بنویسد بنویسیم بگو قریش ببالد به‌ آیه‌های گواهت هر لاله‌ای که می‌شکفد خون بهای توستهمین بس است شبی سردسیر داشته باشدخندیدی و بر شانه‌ات چرخید خورشید ندیدم هیچ شاهی اولین و آخرین باشدای که دارند نَفَس جنگل و دریا از توباد آنچنان رسید که باران برد دیوارهای خانه مادر را از لحظه‌ای که کنج قفس ... نه، قدیم‌تر دنیا اگر با چشم‌هایت آشنا می‌شد ناگهان شاعری پریشان شد، گریه‌گریه رسید تا باران کجاست باد که با روضه‌ات خبر بنویسید؟کجاست‌ یار که از آشنا نپرهیزد؟هرگز به خطبه‌های دعایت نمی‌رسند کجاست مادرت امشب که نوحه‌خوان تو باشد؟ای صدای خنده‌ات زیباترین آوازها ابرها عهد شکستند که باران برسد بوی بهار از باد می‌آید وقتی که چشمان تو صیاد استکاروان از «مدینه» راه افتاد، کوچه‌ها گونه‌هایشان‌تر شدصف می‌کشند سوی حریمت ستاره‌هاوقتی غزل می‌گویم از چشمت نوری میان واژه‌ها جاری استای ‌آینه در ‌آینه باران تبسمای چشم‌هات روشنی هر ستاره‌ای در امتداد خزانیم و در پریشانیاستکان‌ها لبالب از خالی است، جام‌ها لب به لب ‌ترک دارندطاقت بیاور جمعه‌های سرد تهران راای که هر آینه خورشید به گیسو داریعاشقان مست نشستند بگویند از تومی‌رسم از جاده آفتاب بگیرم

کتاب‌الکترونیکی

4,000 تومان

حجم : 469.2 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 79