× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

زمستان از گریبان تو آیا سر برآورده است؟

ناشر: سوره مهر

شاعر: علیرضا رجبعلی زاده

صفحات کتاب : 72

کنگره : ‏‫PIR8058‭‬ ‭/ج337‏‫‬‭ز8 1392

دیویی : ‏‫‭8‮فا‬1/62

کتابشناسی ملی : 2927829

شابک : 978-600-175-432-6‬

سال نشر : 1392

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : لینک

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب زمستان از گریبان تو آیا سر برآورده است؟

معرفی کتاب زمستان از گریبان تو آیا سر برآورده است؟ 

 کتاب زمستان از گریبان تو آیا سر برآورده است؟ ، مجموعه ۴۵ غزل آزاد با موضوعات عاشقانه و اجتماعی به همراه چند غزل آیینی و غزل دفاع مقدس است. همچنین ۳ قطعه هم در این مجموعه شعر، غزل های کتاب را همراهی می کند.

گزیده کتاب زمستان از گریبان تو آیا سر برآورده است؟ 

با دلت این «ثقبه‌زار»  این کهنه‌تر انبان چه داری؟

از سفر برگشته! سوغاتِ سفر چندان چه داری؟

دیر ای مانند من مغموم سر در غار کرده!

قصه خود با شهریارِ شهرِ سنگستان چه داری؟

جز دو ابر آشکارا خیس باران زیر پلکت

وآن مه‌آگین قلة غم در دلت پنهان چه داری؟

با شبیخون‌های عمر اُوبارَت آه ای یأس! دیگر

انتظار مرگ ازین ویرانه‌تر ویران چه داری؟

رنجه از راه درازی چون «پشیمانی» رسیدی

از سفر برگشته! ای برگشته از پیمان! چه داری؟

زهر: قاتل، زخم: کاری، درد: کهنه، داغ: ناگاه

با دلم ـ ای نوشدارویت عبث ـ درمان چه داری؟!

فهرست

کجا و کی؟چو بید کهنه مجنونِ سر به زیر فقط کیستم؟ یک تکه تنهایی، چیستم؟ یک پیله دلتنگی زمانه تنگ، زمین تنگ آسمان تنگ استخون شد جگر از بس که برآورد تو را «آه»!من همینم: یکی از خیلِ هزار افتادهعاقبت، عاقبتِ راه فراموشی بودای هوش و حیرانی سرود و سرّم، آه ای «غم»آن گاه زیر باراش نم‌نم شکسته استمرا که سر همه شب روی بالش ماه استچنین که دست مرا ناگهان رها کرده استمن ابر تشنه‌ای آن‌سوی آب‌ها بودمیکی از آن همه کولی‌زنان کوزه به دستبا دلت این «ثقبه‌زار» این کهنه‌تر انبان چه داری؟برات بی‌کسی در طالع شوم شبی افتاد در دستمرفیق و همسفر نیمه‌راه دیوانه‌ استبهم نریخت طنین عبور قافله‌ایپلک تا بست شب سیاهی کردزمستان، دشنه را مرجان زد آریبه خوابم آمدی و رنگ خواب آبی شد صدا آن سویِ مه ـ چون آخرین آواز او ـ گم شدنه روح روییدن گیاهی نه سحر سبز جوانه با منشهرم اما شهر ویران‌تر زمین و آسمانشبا دلم بیدارم روضه‌خوان و اشباه الرجالچه برف است اینکه می‌باردبهار آ‌ن‌سوی پرچین است.... پُرم از خالیِ روز و شب صد سال تنهایی ... سینه اش این محبس آه و نفس پر سوز ناگفتن سفر: هزارویکی و خطر: هزارویکی ...حتی دریچه بسته و در بسته ست گرچه «با مرهم» بساز و گرچه «بی مرهم» بساز ...شبی یک شیشه عطر از پونه های پرپر آورده ست هزار و یکیبگذار نیاید به دهان در و دیوارموج تا موج ز خاموشی دریاست بلند از آه چراغی کن و چون مشعله ماه

برچسب ها

کتاب الکترونیکی (EPUB)

7,150 تومان

حجم : 203.1 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 58