× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

ابراهیم در آتش

خاطرات شهید مدافع وطن ابراهیم صیادی

ناشر: شهید کاظمی

نویسنده:

صفحات کتاب : 168

کنگره : ‏‫‬‮‭BP52/66

دیویی : ‏‫‬‮297/998

کتابشناسی ملی : 6159087

شابک : 978-622-717766-4

سال نشر : 1399

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب ابراهیم در آتش

معرفی کتاب ابراهیم در آتش

خاطرات شهید مدافع وطن ابراهیم صیادی

کتاب ابراهیم در آتش نوشته مصیب معصومیان، خاطرات شهید مدافع وطن ابراهیم صیادی است.

مصیب معصومیان در کتاب ابراهیم در آتش، از زندگی و خاطرات شهید ابراهیم صیادی نوشته است. او برای نوشتن این اثر به کاشان، شهر محل زندگی شهید سفر کرد و با خانواده و همسر او، فرزندانش، پدر و مادرش گفتگو کرد و خاطرات آنان را نوشت. معصومیان همچنین از مردم شهر، امام جماعت آن جا و دیگر آشنایان خواست تا اگر خاطره ای از زندگی شهید صیادی دارند، بنویسند و آن ها را نیز به کتابش اضافه کرد.

بخشی از کتاب ابراهیم در آتش

روایت ماشاءالله صیادی، پدر شهید

آرام و پرتلاش

احتیاج نبود بگوییم «بیا»؛ تا می دید ما رفته ایم صحرا، سریع خودش را می رساند. تا می فهمید به چیزی نیاز داریم بی معطلی نیازمان را برطرف می کرد. در بچگی هم خیلی آرام بود. بازیگوشیِ آزاردهنده نداشت. سالم بود. در بنایی کمک کار من نشد، امّا رفت پیش یک گچ کار و کار را یاد گرفت.

توی سپاه هم به فکر مردم بود. لباس ورزشی تهیه می کرد و می برد زاهدان. کفش بچه گانه هم تهیه کرده بود. شکلات می گرفت و بسته بندی می کرد و می برد آنجا می داد به بچه ها. همهٔ کارهایش دقیق و حساب شده بود. خمسش را سر سال پرداخت می کرد.

ما نمی دانستیم، بعد از شهادتش فهمیدیم می رفت بهزیستی کاشان، ماهی ۵۰۰ هزار تومان به آنجا پرداخت می کرد. چند تا مریض خوابش را دیده اند و دردشان دوا شده، حالت شفا در تنشان به وجود آمده. پیکرش را که آوردند، خیلی روشن بود خودش، امّا ترکش نصف پیشانی اش را از بین برده بود. از آن اتوبوس ۲۷ نفر شهید شدند. 

از آن واقعه به بعد، برادران را با ماشین های کوچک تر می برند که اگر اتفاقی افتاد، همه آسیب نبینند. خیلی درگیر کارها و مشکلات مردم بود. گاهی لباس هایی می آورد و می داد به من که بین چوپان های صحرا تقسیم کنم. بیشتر لباس های گرم و بافت و کاپشن می آورد که علاج سرمای زمستان باشند و تن چوپان ها را گرم کند. وقتی با ماشین بود، هرکسی را می دید، سوار می کرد و کرایه هم نمی گرفت.

فهرست

مقدمهفصل اول: خاطرات خانوادهفصل دوم: خاطرات بستگان فصل سوم: خاطرات دوستانفصل چهارم: خاطرات همکاران و همرزمان فصل پنجم: وصیتنامه و اسناد

کتاب‌الکترونیکی

10,000 تومان

حجم : 10.0 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 162