× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

سیزده ساله ها

خاطراتی از رزمندگان نوجوان

ناشر: شهید کاظمی

نویسنده:

صفحات کتاب : 260

کنگره : DSR1628‏‫‭/ش877س9 1395

دیویی : 955/08430922

کتابشناسی ملی : 4286313

شابک : 978-600-8200-14-7

سال نشر : 1395

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب سیزده ساله ها

 معرفی کتاب سیزده ساله ها

نوشته هادی شیرازی خاطرات نوجوانان رزمنده است. سیزده ساله ها؛ حکایتی است از نبرد و حماسه آفرینی نوجوانانی که هنوز طعم تکلیف را نچشیده بودند ولی به بهترین نحو، تکلیف خود را ادا کردند و بلوغشان با رسیدن به شهادت بود، بلوغ خونین. سیزده ساله ها؛ روایاتی است از حضور قاسم های خمینی کبیر، بزرگ مردانی که به جایی رسیدند که رهبرشان آنان را رهبر نامید.

بخشی از کتاب سیزده ساله ها

ابراهیم، پیامبر خدا، سال ها دارای فرزند نمی شد تا این که همسرش ساره از او خواست با کنیزش ازدواج کند. هاجر، کنیز ساره زنی مصری بود. پس از چندی، ابراهیم دارای فرزندی شد که نام او را اسماعیل گذاشت.

اسماعیل، آفریدهٔ خداوند بود برای امتحانی بزرگ، برای آزمایشی عظیم.

ابراهیم بیش از ۹۰ سال سن داشت که خداوند اولین فرزندش، یعنی اسماعیل را به او عطا نمود. بنابراین علاقهٔ پدر به فرزند بسیار و فراتر است از آنچه تصورش می رود، علاوه بر این که اسماعیل کودکی فوق العاده بود و نور نبوت را بر جبین داشت.

با ولادت اسماعیل، ساره سخت اندوهگین شد و از ابراهیم خواست تا هاجر و فرزندش را از او دور کند. ابراهیم نیز اسماعیل و مادرش را به فرمان خدا با راهنمایی جبرئیل در مکه ساکن ساخت. او همین که خواست تنها از آن جا برگردد، همسرش شروع به گریه کرد که یک زن و یک کودک شیرخوار، در این بیابان بی آب و گیاه چه کنند؟

اشک های سوزان او که با اشک کودک شیرخوار آمیخته می شد، قلب ابراهیم را تکان داد، دست به دعا برداشت و گفت: خداوندا! من به خاطر فرمان تو، همسر و کودکم را در این بیابان سوزان و بدون آب و گیاه تنها می گذارم، تا نام تو بلند و خانه تو آباد گردد. این را گفت و با هاجر وداع کرد.

طولی نکشید که غذا و آب ذخیرهٔ مادر تمام شد. بی تابی کودک شیرخوار و نگاه های تضرّع آمیز او، مادر را آن چنان مضطرب ساخت که تشنگی خود را فراموش کرد و برای به دست آوردن آب، به تلاش و کوشش برخاست. اول به کنار کوه صفا آمد. اثری از آب ندید، سرابی از طرف کوه مروه نظر او را جلب کرد و به گمان آب به سوی آن رفت و در آن جا نیز خبری از آب نبود. از آن جا سرابی را بر کوه صفا دید و به سوی آن بازگشت و هفت مرتبه این تلاش و کوشش برای به دست آوردن آب تکرار شد؛ در آخرین لحظات که طفل شیرخوار شاید آخرین دقایق عمرش را طی می کرد از زیر پای او چشمهٔ زمزم به جوشش در آمد! و مادر و کودک از مرگ نجات یافتند. پرندگان از هر سو به سمت چشمه آمدند و قافله ها با مشاهده پرواز پرندگان مسیر خود را به سوی آن نقطه تغییر دادند و سرانجام از برکت فداکاری یک خانواده، مرکزی بزرگ و با عظمت به وجود آمد.

فهرست

مقدمهفصل یکم آماده ی شهادت حکایتی از امتحان الهی حضرت اسماعیل ذبیح الله علیه السلام اسماعیل اسماعیل، آماده برای شهادتفصل دوم سرباز سیزده ساله ی حسین علیه السلام توسلی بر اسوه ی نوجوانان حضرت قاسم بن الحسن علیهما السلام اسوه و الگو عشق به شهادت عاشورا شهادتفصل سوم رهبر سیزده ساله روایاتی از قهرمان خرمشهر، شهید محمد حسین فهمیده گلبرگ شقایق به یاد رهبر سیزده ساله 15 روز غیبت عزیمت به سوی جهاد من به شما ثابت می کنم قطعه 24 شکار عراقی ها عزم پولادین سبکبال در آتش(روایتی دیگر از حماسه شهید فهمیده) مادر شهید سیزده ساله شهادت طلبیفصل چهارم سقای کربلای خرمشهر روایتی از حضور شهید بهنام محمدی راد در خرمشهر گللبرگ شقایق دوباره فرار کرد! بهشت مگر خبر نداری؟ موهای آشفته شناسایی نارنجک تا زن نگیری، به بهشت نمی روی! سقای کوچک کربلای خرمشهر همه مدافعان، بی تاب اویند ترکش کوچک تا اخرین نفسفصل پنجم دل تنگ آغوش خدا روایتی کوتاه از رشادت شهیده سهام خیام گلبرگ شقایق بگذار مرا بکشند! پرتاب سنگ الیوم اموت! دل تنگ آغوش خدا خون سرخ اعجازفصل ششم شهردار زبیدات روایتی از حضور شهید مهرداد عزیز اللهی در جبهه های جنوب گلبرگ شقایق من باید بروم شهردار زبیدات خواهش می کنم امام را دعا کنید ما فقط وسیله بودیم بوسه بر دستان امامفصل هفتم پهلوان کوچک به یاد پهلوان شهید، سعید طوقانی) گلبرگ شقایق بهانه چهار میل روحی که جا ماند زورخانه رو به آسمانفصل هشتم زمزمه ی یاحسین به یاد شهید محمد حسین ذوالفقاری گلبرگ شقایق من باید برگردم یک بسیجی اولاً بچه، صدامه زمزمه ی یا حسینفصل نهم از قبیله خورشید به یاد شهید دریا دل شهید ابراهیم تباشیر گلبرگ شقایق تنها سیزده سال داشت قاب عکس از جلو نظام تعبیر خواب خدایا شکر 16 سال انتظارفصل دهم لاله ی سرخ گوشه ای از زندگانی عارف نوجوان، شهید کاظم حیدری حبیبی گلبرگ شقایق آرامش در دعا لاله نشانی از شقایق رؤیای صادقهفصل یازدهم بوی عطر گل یاس روایاتی از حضور قاسم های خمینی کبیر 13 ساله های دفاع مقدس در جبهه پروانه ی عاشق فراموش نکن چه گفتم! روحیه سیّد کوچولوی دسته ی ما خدا قوت آقا سیّد این آمده، ما را اسیر گرفته! مرا از آرزویم جدا نکنید اولین بار است که آمده ذکر خدا اعزام پنج سانتی لباس بسیجی آقا قطع کن، قطع کن! می خواستم از خنده بترکم! هدیه ی کوچک اضافه کردن دندانه خودمونو می اندازیم پایین تو هم برو! دیگه تکرار نمی شه نری بگی فلانی حالیش نبود! حالا چه وقت استراحته بچه؟! این ها نو هستند باید بسوزم اما اسیر نشوم! شوق انتقام خون دوستان شهیدم مرد فلفل همین مهد کودکی ها درست مثل بستن شکلات اشک شوقی که به گریه مبدل شد وضوی بی نماز! نوجوان معصوم دانشگاه جبهه پوتین قطار جمال امضا بلندگو استامبولی جگر شیر نداری سفر عشق مرو! میدان مین در بیمارستان، آقای خامنه ای هم گریه کرد! پرچم جمهوری اسلامی ایران دست بی سیم چی شفاعت حین اذان صبح دفتر انشاء خاطرت جمع کفن هم طراز تفنگ صدای گریه روحی بزرگ در جسمی کوچک فرصت طلب بادکنک لنگه دمپایی جنگ تمیز تحفه سجده نماز بسیجی صلوات آباد محسن چریک باورمان نمی شد خوشا به سعادتتان من رفتنی هستم من برای شهید شدن آمده بودم آن سه نوجوان اولین اعزام یا زهرا کاکوی سیزده ساله جلیل مثل قاسم بوی عطر گل یاسفصل دوازدهم شب ملکوتی خاطراتی از اسارت بزرگ مردان نوجوان دیدار با صدام تفاوت با بچه های آلمانی و عراقی کوتاه نمی آمدیم قبول نکردم هر چیز که رهبرمان بگوید درست است ما رهبر داریم جواب دندان شکن امیر عشق بدون قلب هرگز شب ملکوتیفصل سیزدهم مداد سرخ گوشه هایی از وصایای شهدای سیزده ساله به ما خیانت می شود تمسّک به حبل المتین ظهور امام زمان در این مملکت است عاشق خدا پیمان شکن نباشید چند روز باقیمانده پاسداری باکی نداریم لبیک به امام برایم جامه ی سیاه نپوش دوست دارم تکه تکه شوم افتخار شهادت امام را دعا کنید گریه، برای مظلومیت امام حسین نگذارید امام عزیزمان تنها بماند الهی رضاً برضائک سرباز انقلاب هدف بزرگ حسین وار شهید می شوم راه امام مرگ مؤمن، مرگ کافر راه شهدا صحنه هایی از حضور تصاویری از حضور دلاوران مردان نوجوان در جبهه های جنگفهرست منابع و مآخذ

کتاب‌الکترونیکی

20,000 تومان

حجم : 36.2 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 264