× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

به مجنون گفتم زنده بمان

شهید محمدابراهیم همت

ناشر: روایت فتح

نویسنده:

مجموعه اثر : از چشم ها

صفحات کتاب : 261

کنگره : ‏‫‭‭DSR1625‏‫‭‭‭/م‌28 3.ج‌ 1394

دیویی : ‏‫‭955/08430922‬

کتابشناسی ملی : 4177080

شابک : 978-964-7529-09-9‮‬

سال نشر : 1394

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب به مجنون گفتم زنده بمان

معرفی کتاب به مجنون گفتم زنده بمان

کتاب به مجنون گفتم زنده بمان، روایاتی از زندگی و رشادت های  شهید و فرمانده بزرگ، محمد ابراهیم همت است. انتشارات روایت فتح که در زمینه چاپ کتاب های دفاع مقدس، خاطرات شهدا و ادبیات پایداری فعالیت های گسترده ای دارد از زیرمجموعه های بنیاد فرهنگی روایت فتح است. بنیاد فرهنگی روایت فتح متولی جشنواره های بین المللی فیلم مقاومت، جشنواره تئاتر مقاومت، جشنواره هنر مقاومت است و در حوزه های تئاتر و هنرهای نمایشی، مستند، سینما، هنرهای تجسمی، ادبیات و رسانه فعالیت دارد.

گزیده کتاب به مجنون گفتم زنده بمان

بعد که انقلاب پیروز شد همه اش کار فرهنگی می کرد. مثلًا می رفت توی روستاها فیلم نشان مردم می داد. آن قدر هم سخت می‌گرفت که نگو. حتی به من، یک بار رفتیم روستایی فیلم نشان بدهیم. موتور برق زود خاموش می‌کرد. باید پیچش را می گرفتیم تا روشن بماند. آمد به من گفت «تو مأمور این پیچی. » گفتم « فیلمش دو ساعت است، ابراهیم.» گفت «همین که گفتم. نمی شود این همه آدم را فرستاد بروند که، باید فیلم را ببینند بعد بروند. » گفتم « فردا را که از آدم نگرفته اند.» گفت «نوچ، همین امشب » گفتم «میدانی چه عذابی دارد؟ » گفت «وقت را نباید از دست بدهیم. بهانه نیاور. برو سر کار خودت.»

آخرین باری که دیدم هنوز دارد موتور برقی می گذارد پشت ماشین، خرداد پنجاه و نه بود. من فروردین رفته بودم پاوه و خرداد آمدم ابراهیم را در صحن سپاه شهرضا دیدم که هنوز مشغول فیلم نشان دادن به مردم است. صدایش کردم گفتم « کجا؟ » گفت می رود فلان روستا فیلم نشان مردم بدهد. گفت «جمعیتش خیلی زیاد است. » در ماشین باز بود. گفتم «الان دو سال است که کار تو همین است. مردم هرچی می خواستند از انقلاب بفهمند فهمیدند. اگر راست می گویی می خواهی مفید باشی بیا برو پاوه. آنجا خیلی بیشتر به تو احتیاج دارند. » گفت «باشد، می روم. » همان لحظه هم گفت می روم. بدون این که بخواهد معطل کند یا بهانه بیاورد یا چیزی را بر چیز دیگر ترجیح بدهد.

فهرست

ژیلا بدیهیانسعید مهتدی مجید حامدیاناحمد کاظمی علی اکبر همت محسن رضایی محمدرضا نامی حبیب الله همت نصرت الله کاشانی نصرت الله اکبری ولی الله همتمحسن پرویز

کتاب الکترونیکی

13,000 تومان

حجم : 2.9 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 296