× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

p.w

خاطرات رزمنده آزاده احمد شکراللهی

ناشر: شهید کاظمی

نویسنده:

صفحات کتاب : 71

کنگره : DSR1629‭‬‭‬‭ /ش73آ3‭ 1395

دیویی : 955/0843092‬‬

کتابشناسی ملی : 4290947

شابک : 978-600-8200-35-2‬‬‬

سال نشر : 1395

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب p.w

معرفی کتاب p.w

در کتاب p.w خاطرات یکی از رزمندگان ایرانی به نام احمد شکراللهی از زمان اعزام به جبهه، اسارت و بازگشت به میهن گردآوری و بازنویسی شده است. نگارنده حوادث مربوط به دوران حضور این رزمنده در جبهه های جنگ و شرکت در عملیات ها را ذکر نموده و فضای حاکم بر جبهه را از زبان وی به تصویر کشیده است.

آنگاه به نحوه اسارت او اشاره کرده و جو حاکم بر اردوگاه های عراق در طول دوران اسارت را از زبان او توصیف کرده است. روحیه عبادی و صبر اسرای ایرانی در اردوگاه های عراق، خواندن دعا و زیارت نامه، خواندن نمازهای شبانه و اعمال شکنجه های جسمی و روحی بر اسرای ایرانی از مهم ترین خاطرات این رزمنده ایرانی است که در کتاب p.w به آن ها اشاره شده است.

گزیده کتاب p.w

منطقه ی کلاشین کنار یک رودخانه قرار داشت و دور تا دور آن را کوه ها و تپه های پوشیده از علف و سبزه محاصره کرده بودند. آب زلال رودخانه، زیبایی دره را دو چندان می کرد. تابستان آن منطقه هوای مطبوعی داشت و ما در میان این همه زیبایی خود را برای یک عملیات گسترده آماده می کردیم. موقعیت جغرافیایی منطقه علی رغم دشواری هایش یکی از فرصت های ما برای پیروزی بود. هر گردان، گروهان و دسته، چادری داشت که با نظم خاصی روی دامنه برپا شده بود. جایی که ما چادر زده بودیم تبدیل به یک اردوگاه شده بود و هر روز به چادرهای اطراف ما افزوده می شد. تمام مدت در آماده باش کامل بودیم. روز ها بعد از نماز صبح راهی کوه ها و تپه های اطراف می شدیم و مانورهای عملیاتی اجرا می کردیم.

روز دوم استقرار من در منطقه بود. صبح زود همراه دیگران برای کوه پیمایی به راه افتادم. نسیم خنکی از روی رودخانه می گذشت و به صورتم که می خورد خواب را از چشم هایم می گرفت. می خواستم اطرافم را بیشتر بشناسم. کنجکاو بودم بدانم قرار است چطور روی این پستی و بلندی ها و در منطقه ای که کوه و رود و جنگل کنار هم قرار گرفته عملیات کنیم؟! دقت می کردم پاهایم را جای مطمئنی قرار دهم. محکم قدم بر می داشتم و با چشم اطراف را می پاییدم. کم کم آفتاب دشت را پوشاند و وقتی اشعه های گرمش روی صورتم افتاد، فهمیدم نزدیکی های ظهر است. قدم هایم کند شده بود. پاهایم را روی زمین می کشیدم و به زحمت بلندشان می کردم. بریده بریده نفس می کشیدم.

فهرست

اعزام به جبههمنطقه عملیات و اسارت کیسه وسایل لیوان فلزی سزای جاسوس دعای کمیل اعتصاب غذا پختن حلوا کابوس رحمتی خبر رحلت امام (ره)زیارت در اسارت سیمای جمهوری اسلامی ا یران قوانین عجیب نماز شبانهحنا اردوگاه رمادی بازگشت کوتاه از اسارت

برچسب ها

کتاب الکترونیکی

10,000 تومان

حجم : 3.3 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 72

موضوعات

محصولات مشابه

بیشتر