× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

ارتداد

ناشر: سوره مهر

نویسنده:

صفحات کتاب : 248

کنگره : ‭PIR8365‬

دیویی : ‭8‮فا‬3/62‬

کتابشناسی ملی : 6062929

شابک : ‭978-600-03-3407-9‬‬

سال نشر : 1398

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : لینک

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب ارتداد

معرفی کتاب ارتداد


کتاب ارتداد نوشته وحید یامین پور داستانی عجیب است که نویسنده با تخیل خودش تاریخ را تغییر می دهد.

در کتاب ارتداد داستان با یک فرض محال آغاز شده است. 22 بهمن 57 است و انقلاب اسلامی به پیروزی نرسیده. امام بازداشت شده اند و...

یامین پور در رمان ارتداد به سراغ سیاست رفته و کوشیده یک عاشقانه سیاسی را برای علاقه مندان تدارک ببیند. در کتاب ارتداد، داستان از اوج شروع می شود و خواننده از شنیدن خبری شوکه می شود، او ما را به 22 بهمن 57 برده اما نه آن 22 بهمنی که انقلاب پیروز شد! بلکه یک 22 بهمن سیاه و خون آلود... 22 بهمنی که رنگ و بویی از پیروزی ندارد... سیاه تر از 17 شهریور.

حالا شنیدن قصه هم جذاب است و هم غیر قابل تصور، در جای جای کتاب خودت را در خیابان های تهران تصور می کنی؛ در شرایطی که هنوز ده روز از جشن عمومی ورود امام به میهن نگذشته، عزادار شده است. مردم تمام امید خود را نابود شده می بینند و شیرینی پیروزی در کام آن ها تلخ شده است.

راوی قصه، مرد عاشقی است که عاشقانه های زندگی اش در دل این تاریخ معکوس رقم می خورد و حالا در جایی از تاریخ ایستاده که هیچگاه رخ نداده اما به ما نهیب می زند که ممکن بود امروز در جایی شبیه آنجا که او قرار گرفته، ایستاده بودیم.

کتاب ارتداد که حدود ۲۵۰ صفحه دارد، در در سه بخش «حیرت»، «ارتداد» و «رجعت» نوشته شده است.

 

 

دانلود کتاب ارتداد نوشته وحید یامین پور

گزیده کتاب ارتداد


شب پیش، ما شاد بودیم و هیجان زده. دریا بلند می خندید. گونه هایش گل انداخته بود. تو را در آغوش می‌فشرد و تو هم می خندیدی. ده روز از دوازدهم بهمن، از برگشتن امام، می گذشت. ده شب، هر شب بوی اسپند و عود کوچه ها را معطر می کرد.

اما صبح روز بعد، آن صبح بارانی، با ابرهایی که بوی حادثه می‌داد، بلور رؤیاهای ما تکه تکه شد. همان صبحی که دریا سراسیمه به خانه وارد شد و گفت امام را شبانه از مدرسهٔ رفاه دزدید هاند و هر کسی را که آن اطراف بوده با خود برده اند.

همان صبح وحشتناک، صبح بیست و دوم بهمن پنجاه و هفت، که در فاصلهٔ چهارراه سرچشمه تا پل چوبی و از آن سو تا توپخانه و سیروس، و سرتاسر خیابان شهناز هر جنبنده‌ای را با تیر می‌زدند. همان صبح که احمد تیر خورد و دریا از پیچ کوچه او را دیده بود که به خود می‌پیچد و جان می دهد.

همان صبح که گویندهٔ رادیو، خشک و رسمی و لرزان، خبر حکومت نظامی را  اعلام کرد و بعد تند و تند ترانه به هم چسباند. ما همه نابخت یار بودیم. ماجرا برای ما تمام شده بود. پیروزی، درست در کوتاه ترین فاصله، از دست های ما سُر خورد و افتاد در چاهی که انتهایش ناپیدا بود.

خبر آن قدر تکان دهنده بود که ناپدید شدن ده ها نفر از دوستانمان را از یاد برده بودیم. همه، به دستور ارتش، حبس خانگی بودند. حتی شب، کسی جرئت گفتن الله اکبر نداشت. حادثه، پرحجم، بزرگ تر از حجم درک ما، حتی بزرگ تر از فهم تاریخ، رخ داده بود.
دریا از همان روز دیگر آرام نشد. اما هنوز دریا بود و من او را می شناختم و او هنوز طاقت شنیدن گریهٔ تو را نداشت و تو را در آغوش می فشرد. تا خردادماه؛
تا آن نیمه شب لعنتی...

فهرست

بخش اول: حیرتبخش دوم: ارتدادبخش سوم: رجعت

کتاب الکترونیکی

27,000 تومان

حجم : 12.1 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 248