× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

راض بابا

خاطرات شهیده راضیه کشاورز

ناشر: شهید کاظمی

نویسنده:

گوینده: فاطمه محمدی

صفحات کتاب : 118

کنگره : DSR1668‭‬‭‭/ک5‏‫‬‭ک9 1397

دیویی : 955/0843092‬

کتابشناسی ملی : 5471104

شابک : ‬‬‏‫‭978-600-8857-76-1

سال نشر : 1397

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب راض بابا

معرفی کتاب راض بابا

کتاب راض بابا روایت شخصیت دختری نوجوان است. دختری که تمام تلاشش را به کار می بندد تا در زندگی اول باشد. در شانزدهمین بهار عمرش حادثه ای رخ می دهد و او را در رسیدن به خواسته اش کمک می کند؛ انفجاری که در سال ۱۳۸۷ در حسینیه سیدالشهدای شیراز رخ داده و نقطه اوج زندگی او را رقم می زند.

درباره کتاب راض بابا

شهیده راضیه کشاورز ۱۱ شهریور ۱۳۷۱ در ظهر گرم تابستانی هم زمان با نوای اذان ظهر در مرودشت شیراز به دنیا آمد. والدینش به خاطر ارادتی که به خانم فاطمه زهرا (سلام الله علیها) داشتند نام راضیه را برایش برگزیدند. روزها یکی پس از دیگری سپری می شدند. راضیه بزرگتر می شد و با وجودش شور و نشاط مضاعفی که به خانه می بخشید. از همان کودکی روحیه ای شاداب و پرشور و نشاط داشت و لطافت و مهربانی اش به وضوح در برخورد با اطرافیان آشکار بود. راضیه تا قبل از بهار ۱۶ سالگیش موقعیت های چشمگیری را در زمینه ورزش کاراته، مسابقات قرآن و درس و تحصیل کسب کرد.

کشاورز از انفجار در حسینه سیدالشهداء علیه السلام شیراز ۱۸ روز در کما می رود و سرانجام در سن ۱۶ سالگی به شهادت می رسد. وی در فروردین ماه سال ۱۳۸۷ بعد از آنکه از زیارت بارگاه امام رضا (ع) به شهرش بازگشت، آرزویش برآورده شد و بر اثر انفجار بمب در حسینیه کانون فرهنگی ره پویان وصال شیراز توسط عوامل تروریستی و بعد از تحمل ۱۸ روز درد و رنج ناشی از جراحت به جمع شهیدان این حادثه پیوست.

گزیده کتاب راض بابا

یکدفعه در خود فرو رفت انگار میخواست حرفی را به زبان بیاورد. نگاه مختصری به من کرد و گفت:مامان، من یه آرزویی دارم... دعا میکنین برآورده بشه؟ التماس دعایش، هنگام تحویل سال از یادم نرفته بود. خندان پرسیدم:دختر من چه آرزویی داره؟ از پنجرۀ آشپزخانه، بیرون را نگاه کرد. مامان، دعا کنین بشم جراح قلب و خدا یه مطبی بهم بده که پنجرهش رو به کعبه باز بشه.

فهرست

شما دختر من رو ندیدین؟ این آقا کی بود؟ شما مطمئنین راضیۀ من اینجاست؟ نمی خوام نگاهم به نگاهشون بیفته دیگه اینجا موندن فایدهای نداره عاشق رنگ سفیدم با تشکر از زحمات دبیر گرامی من می خواستم شما رو خوشحال کنم بابای دل شکسته ات رو ببخش بی تو ای صاحب زمان بی قرارم هر زمان می خوام خیلی درس بخونم که برم خارج باید قول بدی که برگردی خونه من یه آرزویی دارم خدا کنه هیچ کس اینو نخونه تو رو خدا اسمش رو بنویسین و آخر آلبوم تصاویر

کتاب الکترونیکی

10,000 تومان

حجم : 5.7 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 120

کتاب صوتی

12,000 تومان

حجم : 190.0 مگا بایت

مدت زمان : 207 دقیقه

موضوعات

محصولات مشابه

بیشتر