× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

سنگ صبور

مجموعه داستان

ناشر : سوره مهر

نویسنده :

صفحات کتاب : 208

کتابشناسی ملی : 3764764

شابک : 978-600-175-919-2

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : لینک

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.
دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب سنگ صبور

«سنگ صبور» مجموعه داستان های کوتاهی از راضیه تجار نویسنده و محقق معاصر است.

تجار تا کنون مسئولیت های ادبی هنری زیادی را بر عهده داشته است. رمان های «کوچه اقاقیا»، «نرگس ها» و «هفت بند» او به عنوان رمان برتر یک دهه در آموزش و پرورش انتخاب شده اند.

داستان های این کتاب درباره عشق و ازدواج و مسایل مربوط به آنند. در این داستان ها، خواستگاری، ازدواج، عاشق شدن و سختی هایی که ممکن است بر سر راه زندگی مشترک باشند از دید زنان مطرح شده اند.

گزیده متن:
آرزوهای من دور و دراز بود. خیلی وقت ها کنار پنجره اتاقم می نشستم و خیره به ابرهای مواج و گل های رنگارنگ، به رویا فرو می رفتم. همیشه فکر می کردم:«همان دختر قصه ها هستم و مرا در برجی به بند کشیده اند. باید آن قدر انتظار بکشم تا شاهزاده رویاهایم روزی از راه برسد و...»

با همین افکار شب را به روز می رساندم و روز را به شب. او باید می آمد و مرا با خود می برد و بهترین لباس ها، بهترین وسایل و بهترین خانه را برایم تهیه می کرد. باید می آمد و مرا به شهرهای دیگر می برد؛ به کشورهایی که در آرزوی دیدن شان نقشه ها را جست وجو می کردم...

این افکار هرگز رهایم نمی کردند. آن شب هم که بار دیگر خانم و آقای صالحی به خانه مان پا گذاشتند و بهادر همراه شان بود، گرفتار همین افکار بودم و حاضر نشدم به دیدن شان بروم؛ تا اینکه چند ضربه به در خورد. در را که باز کردم، پدرم را دیدم. بهادر هم همراهش بود. پدر روی لبه تخت نشست و به بهادر اشاره کرد که روی صندلی بنشیند.

مانده بودم معطل که چه کنم. پدر دستم را گرفت و کنار خود نشاند.
دخترم! من به عنوان یک پدر، این جوان را از هر نظر تأیید می کنم. حالا هم از شما دو نفر می خواهم که بنشینید و با هم صحبت کنید؛ ان شاءالله که به نتیجه دلخواه می رسید.

در حضور پدر، بهادر شروع به صحبت کرد. مدت زمانی از خودش گفت و در نهایت اضافه کرد: «من از شما تقاضای ازدواج می کنم؛ برای اینکه می دانم، می توانم شما را خوشبخت کنم.»

با خودم فکر کردم: «ازدواج با جوانی که امتیازش تنها داشتن قلبی طلایی است چه فایده دارد؟ پس آرزوهای تولد نیافته من چه می شوند؟»
دیگر به صحبت هایش گوش ندادم؛ چون فکر می کردم رفتن به خانه بخت بدون هیچ تشریفاتی! چه معنی می دهد آن هم مثل ده ها دختر اقوام و دوستان و شروع یک زندگی معمولی؟!

فهرست

آیا بهار بعد از زمستان است؟آن روز آفتابیرنج هجری کشیده ام که مپرسگلیم بخت کسیبخت رمیده مندیوارها و نسترن هااز چاله به چاهباغِ پاییززدهمروارید و صدف تنهاییکاش خورشید، شبِ خانه ما را می دیدپنجره های بستهابرهای تیره، در دلم می گریندریزش سبزها و رویش زردهاخواب و بیداریعروسک خیمه شب بازیقربانی زندگیحلقه اسارت یا رهاییبن بستما کودکان پیربرای آخرین بارمیانِ ماندن و رفتنابرها برمی گردندزیر همین آسمانباورم کن...در انتظار خوشبختیاز رنجی که می برمآشیانه بر باد

کتاب دیجیتال

6,000 تومان

حجم : 650.3 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 199