× public_lbl_my_posts My Contents shop_lbl_channels public_lbl_profile_dropdown_edit Logout

آبنبات هل دار (بخش سوم)

Publisher : سوره مهر

Author :

Narrator : میرطاهر مظلومی

Book collection : آبنبات هل دار

Printed Page Count : 412

Congress Class : PIR8131‭‬ /د7154‫‬‭آ2 1391

Dewey Decimal Classification : 8‮فا‬3/62

National Bibliography Number : 3057601

ISBN : 978-600-175-516-3‬‬

Publish Year : 1391

Digital ISBN : 978-600-03-

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : Link

Notice: this book can only be read in Sooremehr book reader application (Android and iOS).
Doanload Sooremehr book reader application
Download Android Book Reader

Introduce آبنبات هل دار (بخش سوم)

این کتاب صوتی در 6 بخش ارائه شده است.

این کتاب داستان روزمره زندگی همه ماست ولی وقتی بانکته بینی ها و طنز همراه می شود. دنیایی زیبا, فراروی خواننده می نهد.

هر داستانی یک راوی دارد؛ گوینده ای که جریان یا جریان هایی را نقل می کند. گویندۀ داستان «آبنبات هل دار» راوی قهرمانی است که با فاصلۀ زمانی از اصل رویدادها، اکنون از زاویۀ دید درونی، اتفاق ها و ماجراهای مربوط را نقل می کند.

از این منظر و با توجه به توضیح ابتدایی کتاب در مورد واقعی نبودن داستان «آبنبات هل دار»، به نظر می رسد مؤلف از خاطره گونگی داستان به طور ماهرانه ای به عنوان یک تمهید در ایجاد باورپذیری این روایت بهره برده است؛ به طوری که فضای نوستالوژیک و خاطره انگیز داستان که سرشار از عناصر آشنای دهۀ شصت، اعم از سریال ها، فیلم های سینمایی و کارتونی... و حتی شایعات این دهه چون وجود درصدی از طلا در سکه های پنج تومانی است به علاوه لحن صمیمی و سادۀ راوی در بستر طنز ملایم اما مؤثر این داستان، همراهی پیوستۀ مخاطب را تا انتهای داستان با «مهرداد صدقی» در پی دارد.

بیشترین توفیق مهرداد صدقی در «آبنبات هل دار» در این است که راوی به رغم بُعد زمانی و حتی مکانی با روایت واقعاً از دل وقایع و داستان با مخاطب حرف می زند. او توانسته به خوبی موقعیت شخصیت ها را در دل حوادث بازیافت کند؛ بنابراین، داستان به رغم طنز درونی اش، بسیار موثق به نظر می رسد و حتی همین بیان طنز، هم افزایی مؤثری با سایر تمهیدات اثر داشته است.

... وقتی خدا توبه کسی را بشنود کاری برایش انجام می دهد که کسی نمی تواند باور کند. چه کسی فکر می کرد، همان روزی که دماغ حمید را شکستم، حمید و مادرش، به خاطر شنیدن خبر سلامتی محمد، با شیرینی به خانه ما بیایند و حمید نه تنها مرا در آغوش بگیرد، بلکه وقتی توی حیاط تنها گیرم می آورد فقط و فقط یک لگد بزند؟ چه کسی فکر می کرد سعید، به افتخار خبر سلامتی داداش محمد، همه بچه ها را به ساندویچی ببرد و به من و فرهاد و حمید و امین ساندویچ بدهد و تازه یکی هم برای خودش اضافه بخرد و آخر سر، به بهانه اینکه یادش رفته پول بیاورد، فرشید همه را به حساب خود من بنویسد؟!

Contents

رازراز (قسمت دوم)خواستگاریکارت اضافیپلاک 12 بعلاوه یک

Audio Book

2,000 تومان

size : 78.0 M Byte

مدت زمان : 136 Minute

Ebook Page Count : 1