5 امتیاز
7 نفر

ملاقات در فکه

زندگی نامه شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی)

نوع اثر : کتاب

ناشر : سوره مهر

نویسنده :

تعداد صفحات نسخه چاپی : 336

رده بندی کنگره : ‏‫DSR۱۶۲۶‭‬ ‭/‮الف‬۷‏‫‬‮‭ع۸ ۱۳۹۶

رده بندی دیویی : ‏‫‬‮‭۹۵۵/۰۸۴۳۰۹۲

شماره کتابشناسی ملی : ۴۹۰۹۴۰۴

شابک : 978-600-03-1734-8‬

سال نشر : 1396

شابک دیجیتال : 978-600-03-2724-8

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : لینک

خلاصه اثر

در مقدمه تقریباً مفصلی که در این کتاب آمده، نویسنده به نقش و تأثیر شهید باقری در جنگ تحمیلی پرداخته و می نویسد: صبح روز یکشنبه نهم بهمن ماه 1361، گروهی از فرماندهان جنگ به ملاقات امام خمینی(ره) رفته بودند که خبر مهمی به جماران رسید: «حسن باقری شهید شد!».

آن روز، روز تلخی برای فرماندهان بود.

محسن رضایی گفت: «انگار انفجاری در مغزم شکل گرفت». او با نگرانی از آینده جنگ گفت: «احساس کردم یکی از بازوهایم را از دست دادم؛ حالا چطور می خواهیم جنگ را ادامه دهیم؟»

شهید مهدی زین الدین گفت: «خبر مثل کوهی روی سرمان خراب شد».

ادامه جنگ زیر سؤال بود، که حالا دیگر حسن نداریم، فرمانده قرارگاه کربلا نداریم، چطور می خواهیم جنگ را ادامه دهیم؟

حاج قاسم سلیمانی گفت: «در طول جنگ هیچ روزی برای بچه های جبهه به اندازه شهادت حسن باقری سنگین نبود؛ شهادت او برای جنگ ضایعه ای بود که تا پایان جنگ جبران نشد».

غلامحسین افشردی، مشهور به حسن باقری، نخستین روز مهرماه 1359، با آغاز جنگ، وارد خوزستان شد و 28 ماه عمر خود را در میدان های جنگ گذراند. او در این مدت نه چندان طولانی، به جایگاهی رسید که اطلاعات، طراحی و نیز اجرای عملیات های کوچک و بزرگ به او متکی شد.

... حسن باقری هنگام شهادت، در سن بیست و هفت سالگی، جانشین نیروی زمینی سپاه و در ردیف فرماندهان رده اول جنگ بود. او پس از دو ماه حضور در جنگ، در سن 24 سالگی، چنان شهرتی پیدا کرده بود که نماینده امام(ره) در شورای عالی دفاع، اعضای عالی رتبه آن شورا و مقام های بلندپایه نظامی به او به دیده کسی نگاه می کردند که آگاه به دقیق ترین اطلاعات است و می تواند راهکار ارائه دهد.

«ملاقات در فکه» از خاطرات دوران کودکی شهید باقری آغاز شده و بعد از آن به پیروزی انقلاب و در نهایت به حضور حسن باقری به عنوان یکی از اصلی ترین و تأثیرگذارترین فرماندهان جنگ در جبهه های جنگ می پردازد. از بخش های خواندنی این کتاب، تلاش نویسنده برای نشان دادن یکی از وجوه کمتر شناخته شده باقری است.

او چند سال به عنوان خبرنگار فعالیت کرده که حاصل آن، انتشار یادداشت ها و گزارش های متعدد از حوادث مهم انقلاب مانند حمله آمریکا به طبس بود. نویسنده به فراخور زمان، تلاش کرده تا بخشی از این گزارش ها و یادداشت ها را ارائه دهد.

... هوا سرد بود. باران نم نم می آمد. دوتایی سوار موتور شدیم. من می راندم. نزدیک دارالشیاع، موتور را پایین تپه گذاشتیم و پیاده رفتیم. دوربین را گرفت و به عراقی ها نگاه می کرد. کاری به او نداشتم، مراقب اطراف بودم. یک مرتبه چشمم به حسن باقری افتاد. دیدم دارد اشک می ریزد.

تعجب کردم. صحنه ای برای گریه کردن نبود. گفتم: آقای باقری برای چه گریه می کنی؟ دوربین را به دستم داد و گفت: نگاه کن.
فاصله زیادی با عراقی ها نداشتیم. دیدم یک عراقی سبیل کلفت به سربازها دستور می دهد که روی سنگر پلاستیک بکشند. خنده ام گرفت.
گفتم: آقای باقری چیزی برای گریه کردن نیست.
گفت: ولش کن، چیزی نیست.
گفتم: آقای باقری می خواهم بفهمم برای چه گریه می کنی؟
گفت: ولش کن دیگر.
بچه بودم، نمی دانستم حسن باقری چه فرمانده بزرگی است. گفتم: حتماً باید بگویی.
گفت: آقا سید، برای عراقی هایی که توی دوربین دیدی گریه ام گرفت.
امشب همه اینها صددرصد کشته می شوند؛ خط شکن های ما اول از این ها عبور می کنند، حالا دارند خودشان را از باران حفظ می کنند. (صفحه 178)

کتاب دیجیتال

8,000 تومان

حجم : 1.7 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 336

کاربر گرامی، برای مطالعه این کتاب ابتدا می بایست نرم افزار کتابخوان سوره مهر را دانلود و نصب نمایید.جهت دریافت بر روی لینک زیر کلیک کنید.
دریافت نسخه iOS دانلود نسخه اندروید

موضوعات

فهرست

پیشگفتار
اول: کودک شلوغ
دوم: پایان کودکی
سوم: تحصیل ناتمام
چهارم: روایت پیروزی
پنجم: خبرنگار پرماجرا
ششم: تولد حسن باقری
هفتم: جنگ آب
هشتم: اتاق نقشه
نهم: رکن دو و بیست دقیقه!
دهم: عملیات ناکام
یازدهم: خروج از ب نبست
دوازدهم: ورود به صحنه فرماندهی
سیزدهم: خواستگاری جنگی!
چهاردهم: تحول بزرگ در جنگ
پانزدهم: کلید قلعه طریق القدس
شانزدهم: نبرد چزابه
هفدهم: فتح بزرگ
هجدم: روز باشکوه
نوزدهم: طعم شکست
بیستم: بازگشت پیروزی
بیست و یکم: نگران آینده جنگ
بیست و دوم: ملاقات در فکه
تصاویر

محصولات مشابه

بیشتر