× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری

پروانه در چراغانی

بر اساس زندگی شهید حسین خرازی

ناشر: سوره مهر

نویسنده:

مجموعه اثر : قصه فرماندهان

صفحات کتاب : 89

کنگره : ‫DSR1626‭‬ ‭/خ4‫‬‭ف9 1384

دیویی : ‫‬‭‭‬‭955/0843092

کتابشناسی ملی : 1505976

شابک : 964-471-595-0

سال نشر : 1390

شابک دیجیتال : 978-600-03-1511-5

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : لینک

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان سوره مهر (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

دانلود اپلیکیشن کتابخوان سوره مهر
دانلود کتابخوان نسخه اندروید

معرفی کتاب پروانه در چراغانی

معرفی کتاب پروانه در چراغانی

داستانی از مقاطع مختلف زندگی شهید حسین خرازی‏ فرمانده لشکر امام حسین (ع) اصفهان در ایام جنگ ایران و عراق،که برای گروه سنی نوجوان نوشته شده است. ابتدای کتاب پروانه در چراغانی در فصلی‏ با عنوان «به جای زندگی‏نامه» نویسنده به ذکر خاطراتی مختصر ازشهید ایام انقلاب و جنگ و مسایل کردستان، دارخونین و ترکمن‏ صحرا و مناطق جنگی خرمشهر، اهواز، آبادان و جزیره بوارین‏ پرداخته و از مجروحیت در عملیات «فرمانده کل قوا» در طلائیه و حضور فعال در عملیات کربلای 5 و چگونگی شهادت وی مواردی‏نقل شده است. 9 بخش دیگر کتاب پروانه در چراغانی داستان‏ هایی از ایام دوران‏ نوجوانی و جوانی وی می ‏باشد که عناوین آن ها عبارت است از: تارهایی، فرودگاه اعزام، مرد، دژبان، پروانه در چراغانی، مثل یک‏خواب، اطلسی‏ ها در آفتاب و بغض ابری.

گزیده کتاب پروانه در چراغانی

اولی که قد بلند بود، ساک کوچک سرمه‌ای‌اش را دست به دست کرد و رو به همراهش گفت: «قرآن داری؟» جوان که کوتاه‌تر بود، با صورت آفتاب‌سوخته و گونه‌های کودکانه و گرد گفت: «نه، برای چی؟» اولی که کلافه بود و صدایش کمکم از عصبانیت اوج می‌گرفت، گفت: «که قسم بخوریم پسر خاله صدام نیستیم!» بعد چند بار روی برگه‌‌ای که در دست داشت زد و گفت: «اینهمه مُهر و امضا، بغداد که نمی‌خواهیم برویم.» دژبان که کم سن و سال بود، با لباس مرتب نظامی، شلوار گتر کرده و پوتین‌های براق با لحنی خسته که سعی می‌کرد جدی و بی‌اعتنا باشد، گفت: «باید برگه‌تان درست باشد. 

من مسئول اینجا هستم.» جوان بلند قد که حالا از کوره در رفته بود، گفت: «وقتی تو کالسکه سوار می‌شدی، ما اینجا با تانک‌های عراقی می‌جنگیدیم. حالا مقررات یادمان می‌دهی؟» دومی ساکش را زمین گذاشت و آشتی‌جویانه و با حوصله دوباره توضیح داد: «اخویجان، این برگه تا همین دو ساعت پیش درست بوده، حالا چه فرقی می‌کند سه ساعت صبح مرخصی باشیم یا سه ساعت عصر؟ دو قدم تا شهر می‌رویم و برمی‌گردیم. حمام اینجا که کفاره گناه است، نه حمام. یا ذات‌الریه می‌کنی یا می‌سوزی.

فهرست

به جای زندگی نامهتا رهاییفرودگاهاعزاممَرددژبانپروانه در چراغانیمثل یک خواباطلسیها در آفتاببغض ابری

کتاب الکترونیکی

4,550 تومان

حجم : 329.2 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 89